شناخت آدمها!
اون چه در این سالها من بیشتر باهاش درگیر بودم خصوصا از سال 80!
تا حرکت نکنی و وارد دریا نشوی!
شناختی از دریا و دریا نوردی نخواهی داشت!
سخته اما باید رفت این زندگی هست برای زندگی!
اما بعد یک سفر حتی اگر خدایی نکرده با تخته پاره به ساحل برگشتی!
لبخند می زنی و خدا رو شکر می کنی که تجربه پیدا کردی و شناخت!
حالا دیگه ترس از دریا برایت کمتر شده است!
چون شناختی داری!
در این سالها شناختم و تجربه کردم!
سخت بود اما حالا می توانم با لبخند اشغال های دورم و دور بریزم چون با وجود نحس اونها زندگی ام بوی گند می گیرد!
و ادمه می دهم انگار باری سنگین بی خودی بر دوشم بود که آزارم می داد!
حالا دارم بهتر راه می روم!
راحت تر!
خیلی چیزها اصلا به زندگی ما تعلق ندارند!!!
اینطوری راحت تر هستی!
خدا شکرت!
931219